تبلیغات
مهد کودک گلهای باغستان

مهد کودک گلهای باغستان

صداقت رمز ماندگاری

مهد کودک گلهای باغستان با برنامه های آموزشی متنوع و همچنین برنامه های تفریحی و بازدیدهای متناسب با آموزش عزیزان شما از اتلاف وقت آنان جلوگیری نموده و شخصیت زیبای کودکان شما را بهتر وزیبا تر پایه ریزی مینماید و مهمترین مسئله ایجاد یک اعتماد به نفس بالا برای دلبندان شما خواهد بود .

سلام عزیزم


نوشته شده در چهارشنبه دهم شهریورماه سال 1389 ساعت 09:36 ق.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |

زمان ثبت نام مهد کودک گلهای باغستان به شرح ذیل اعلام شد :

ثبت نام از اول شهریور روزهای شنبه , دوشنبه , چهارشنبه

از ساعت 9:30 الی 12 ظهر

تلفن تماس :02623924891 

             09191613071  

آدرس :شهریار - باغستان - باباسلمان -خ شهید یدا... کلهر پلاک 23

مهد گلهای باغستان

 

سلام عزیزم


نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریورماه سال 1390 ساعت 09:34 ق.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |

این کارگاه آموزشی توسط مهد گلهای باغستان در محل مهد کودک با حضور دکتر نورایی برگزار می گردد،که با توجه به دو جلسه برگزار شده مورد استقبال مادران و خانواده آنان واقع شده است . لازم به ذکراست که این کارگاه به صورت ماهیانه برگزار می گردد و شرکت در این کارگاه برای عموم آزاد است .


نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذرماه سال 1389 ساعت 06:43 ب.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |

مهد کودک گلهای باغستان در سال 1385 در منطقه باباسلمان شهریار با مجوز رسمی اداره کل بهزیستی استان تهران به مدریت سرکار خانم دیماری به ظرفیت 40 کودک نوآموز آغاز به کار نمود .

مهد گلهای باغستان

 

سلام عزیزم


نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبانماه سال 1389 ساعت 08:21 ب.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |

روشهای تربیت کودکان

برای كودك، "مادر" همه چیز است. او مركز دنیاست.به همین دلیل به طور كلی فرستادن كودك قبل از  3سالگی به مهد كودك كار دلخواهی نیست. زیرا او از نظر عاطفی آمادگی پیدانكرده است ولی زمانی كه مادر مجبور است فعالیت خارج از خانه داشته باشد، دیگر چاره‏ای  وجود ندارد. ولی به هر حال واقعیت این است كه بایستی از فرستادن كودكان به مهد كودك قبل از  3سالگی خودداری نمود.

كودك سه ساله برای رفتن به مهد كودك و جداشدن از مادر  با تردیدهای زیادی رو به رو می‏شود. او حاضر نیست به سادگی امنیت خانه و مراقبت مادر را با محل دیگری عوض كند. اگر كودك در روزهای اول ورود به مهد كودك عكس‏ العمل‏های منفی از خود نشان دهد به این دلیل  است كه " دلهره جدایی از مادر" بر او حاكم می‏شود.
تا زمانی كه نوزاد هنوز قادر نیست راه برود، مسأله انظباط مطرح نمی‏شود ولی به مجرد راه افتادن كودك، مشكل حرف شنوی و اطاعت آشكار می‏شود.

روش‏های مختلف انظباط عبارتند از:
1- روش مهار كردن و انطباق دادن محیط اطراف با نیازهای كودك
2- سرگرم كردن و منحرف نمودن توجه كودك از اشیاء خطرناك
3- تشویق كردن، جایزه و پاداش دادن این اصل بنیادی را همیشه به خاطر داشته باشید كه در هر سن و موقعیتی كودكان رفتار همان سن را خواهند داشت و شما نباید توقعات بیش از معمول از آنها داشته باشید اگر رفتار و حركات كودك مورد پسندتان نیست و شما خواهان تغییر آن هستید، لازم است كه روابط عاطفی و مثبتی با او برقرار نمائید.
كودك نیاز دارد تا لحظاتی را با شما بگذراند، بدون آن كه شما از او خواستار انجام كاری باشید و یا او را نصیحت كرده و گله و شكایت داشته باشید. "لحظاتی كه فقط برای باهم بودن در نظر گرفته شود". خصوصادر  5سال اول زندگی به این ارتباط نیاز دارد و همین رابطه مستحكم است كه از طغیان‏های نابهنجار جوانی جلوگیری خواهد نمود.
خیلی زیاد دیده می‏شود كه والدین از كودك می‏پرسند:"مگر تو معنی كلمه  نه  را نمی‏فهمی، چرا هر چه می‏گوییم، گوش نمی‏دهی". در حقیقت كودك معنی كلمه نه را می‏فهمد ولی نظام مهار و كنترل او به اندازه كافی پرورش نیافته تا بتواند از رفتار غیر اجتماعی‏اش جلوگیری كند.
یكی از مسائل سنین پیش دبستانی، پرورش كودك جهت مهار كردن محرك‏های درونی و هیجانی اوست. اگر شما وقت بیشتری را در این جهت صرف كرده و كودك را یاری كنید تا با تمركز حواس و هوشیاری، طغیان‏های درونی را مهار و از ضربه زدن به كودكان دیگر خودداری نمایدبا مشكلات كمتری از نظر تربیتی و انظباط رو به رو خواهند بود.
در مورد كودكان پرخاشگر و خشن كه سایر كودكان را كتك می‏زنند، نباید با خشونت عكس العمل نشان داده و آنها را كتك زد بلكه به او بگویید:"نباید دوستت را كتك بزنی، اگر از دست او عصبانی هستی، به او بگو از دستش عصبانی هستی ولی او را نزن ". در واقع از او بخواهید احساساتش را بازبان و نه با مشت و لگد بیان نماید.
یكی از راههای آرام نمودن غریزه‏های ضد اجتماعی كودك این است كه " عروسك‏های كتك خور" در اختیارش قرار دهید. این عروسك‏ها را خودتان می‏توانید در اندازه نسبتا بزرگی درست كنید و آماده سازید تا كودك بتواند غرایز اجتماع ستیز و احساسات آشفته خود را توسط آنها بیرون بریزد.
یكی دیگر از راههای آزاد سازی این غرایز كه به سادگی قابل اجراست، بازی با عوض كردن نقش‏هاست. به این ترتیب به كودكتان بگوئید:"امروز یك بازی جدید می‏كنیم. تو بابا یا مامان می‏شوی و من جای تو را می‏گیرم و كودك می‏شوم. هرچه بگویی من گوش كرده و اطاعت می‏كنم."این بازی جهت آزاد سازی احساسات آشفته بدون هیچ خطری می‏باشد.
روش آخر، در مورد آزاد سازی این غرایز، فرستادن كودك به مهدكودك از سن  3سالگی است.در آنجا هم محركات جدیدی برای یادگیری بهتر در اختیار كودك قرار می‏گیرد و با كمك یك مربی خوب، موقعیت‏های زیادی جهت آزادسازی احساسات آشفته خواهد داشت.
اگر فرزندانتان متوجه شوند كه شما همیشه عالی و بی‏كم وكاست نیستید، بلكه به هنگام ارتكاب به اشتباه عذر خواهی می‏كنید و در رفتارتان تجدید نظر می‏نمائید، در زندگی خود موضع آرام‏تری می‏گیرند. آنهانیز عذر خواهی كردن و اصلاح اشتباهات خود را می‏آموزند.
توقعات خود را از كودك ، تدریجا اضافه كنید. انتظارات زیاده از حد، مشكلات جدیدی را از قبیل: بهانه‏ گیری در غذا خوردن، ترس از تاریكی و حیوانات، كندی در كارها، ناخن جویدن و دیدن خواب‏های ترسناك برای كودك به وجود می‏آورد.
یك كودك دارای استعداد غریزی برای دوست داشتن، اطاعت و احترام گذاشتن به شما نیست. این شما هستید كه از بدو تولدش و با گذراندن زمان لازم، بایستی محبّت، اطمینان، احترام و دوست داشتن را در او به وجود آورید.
به فرزندتان بیاموزید كه "درست "و "غلط"،"خوب "و "بد"،ربطی به احساسات ندارد. احساسات "خوب و بد" وجود ندارد، عمل "خوب و بد " وجود دارد. بعضی از والدین اجازه بیان احساسات منفی را به فرزندان خود نمی‏دهند و با این كار در مقابل بیان احساسات مثبت آنها نیز سدی می‏بندند و نتیجه كلّی این كار، سركوبی احساسات توسط كودكان خواهد شد.
در سنین پائین‏تر، بایستی كودكان را تشویق نمود تا تمام احساسات، چه خوشایند و چه ناخوشایند را برای والدین بیان نمایند، اما كودك از شش سالگی بایستی متوجّه شود كه دیگران نیز دارای احساسات هستند واو اجازه ندارد با بیان نظرات ناخوشایند خود، احساسات آنها را جریحه‏دار كند.
ممكن است رفتار نامناسب كودكی ما را عصبانی كند. اما اگر بروز این رفتارهای نامناسب را نتیجه بی اطّلاعی و نادانی او بدانیم، در آن صورت شیوه سخن گفتن و برخورد ما با كودك در رویارویی با چنین موقعیت‏هایی تغییر خواهد كرد و در كودك نیز احساسهای خوشایندتری برانگیخته خواهد شد.
هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد"این جمله به گوش ما آشناست و منظور آن را درك می‏كنیم. اما آیا كودكان نیز مانند ما معنی و مفهوم آن را می‏دانند؟ كودكان زمان و مكان مناسب برای رفتاری را نخواهند دانست مگر اینكه به آنها آموزش لازم در این زمینه داده شود.
گاهی كودكان به این سبب ملامت می‏شوند كه مقررات مربوط به بزرگسالان را رعایت نمی‏كنند. اما بیشتر وقت‏ها علت این نافرمانی این است كه كودكان به درستی نمی‏دانند كه بزرگسالان از آنان چه می‏خواهند. روش ما در آموزش و پرورش نباید چنان باشد كه اطلاعات را كوركورانه به كودكان یاد بدهد. كودكان باید بتوانند علّت برقراری مقررات و علت لزوم اطاعت از آنها را یاد بگیرند.

سلام عزیزم


نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبانماه سال 1389 ساعت 08:11 ب.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |

1.یک عدد پوشه روغنی

2.کپی شناسنامه کودک و والدین

3.کپی از کارت واکسن

4.انجام آزمایش انگل و گواهی سلامت کودک توسط پزشک

5.تکمیل فرم ثبت نام


نوشته شده در سه شنبه چهارم آبانماه سال 1389 ساعت 06:31 ب.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |

قلم توتم من است ، توتم ماست ، به قلمم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند…

که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سر انگشت تزویرش نمی سپارم

دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشم هایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم….

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم

به جان او سوگند که جان را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمی کنم.

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسان نمی شوم.

بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته ام…..

…… هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ؛ توتم من ، توتم قبیله من قلم است.

قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی توتمی دارد

و قلم توتم من است

و قلم توتم ما است.


نوشته شده در سه شنبه نهم شهریورماه سال 1389 ساعت 09:43 ب.ظ توسط مهرداد کلهر |نظرات | |